اگه قرار بود ليلي و مجنون به هم ميرسيدن كه ديگه نه ليلي ليلي بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسيدن نيست . عشق حسرت رسيدنه
شيشه پنجره را باران شست... از دل من اما چه کسي نقش تو را خواهد شست؟! مي پرد مرغ نگاهم تا دور ... واي ،باران، باران... پر مرغان نگاهم را شست... سبزي چشم تو، درياي خيال، پلک بگشا که به چشمان تو دريابم باز... مرغ سبز تمنايم را،
چند تا ترک ميرن سينما . فيلم راز بقا رو داشته پخش مي کرده . تمساحه آروم آروم مياد و آهو رو مي خوره.همه ناراحت ميشن . تمساحه ميره پاي خر رو بخوره با يه جفتک پوز تمساحه رو داغون ميکنه . يه دفعه ترکه بلند ميشه ميگه محمدياش صلوات
لاک پشت ها هم عاشق ميشن ولي تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون ميکن
=================================
غضنفر با كليد گوششو تميز ميكنه گردنش قفل ميشه
=================================
ميخوام به سردي شبهام بخندم... ميخوام به پوچي فردام بخندم... وقتي ميبينمت با ديگروني... تو اوج گريه هام ميخوام بخندم... ميخوام داد بزنم تنهاي تنهام... ميخوام وقتي ميگم تنهام بخندم
============================
دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت
==========================
نقاشي تو را مي کشم ولي به جاي رنگ قرمز به قلب فلزي ات ضد زنگ مي زنم ! تا از آسيب اشک هايم در امان باشد!!!
============================
اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعي

